X
تبلیغات
رایتل
همه روزهام
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1386
مارمولکه بی ادب

 

کدومتون گفتین که جریمه دیر رفتنم باید این باشه که یک روز تمام توی اتاق معاون کار کنم ؟ آهان تو بودی مسعودی آره ؟ میکشمت ! دو روزه مثل خر افتادیم روی دفتر و دستک ، حسابها رو چک میکنیم ، حالا این معاونه مارمولک از کله صبح میاد توی اتاقم هی میگه تو از رو حسابها بخون من چک کنم و یادداشت کنم ! اولش گفتم گولش بزنم ۶۰ تا در میون بخونم اونوخ یواشکی بذارم یه گوشه که بعدا خودم سر فرصت بهشون اضاف کنم، ولی مچمو گرفت بدترکیب ! واسه همین بهم میگه هر صفحه رو که تیک زدی آخرش نشونم بده ..... واسه هر کدوم باید چند تا رقم بخونم هی گفتم اول اینو میخونم بعد اونای دیگه رو واسه همشون که اینجوری راحت ترم میگه نه غر نزن بخون .... میگم اول این صفحات رو میخونم بعد بقیه اشو میگه نه ! یکی از این یکی از اون یکی از اون یکی دیگه .... منم یه پا گفتم نه ! ییهو دیدم میخنده بی شرف ! حالا من دارم حرص میخورما .. به خدا شیطونه میگه با آرنجم بزنم تو صورتش از پنجره شوت بشه وسط خیابون یه کامیون از روش رد بشه به درَک واصل شه..الهی بره به جهنننننننننننم من نمیدونم چه جرمی مرتکب شدم که حالا عقوبتش شده این معاونه مارمولکه بی تربیت ! انگار فقط میخواد منو عصبانی کنه ... البته منم انقده غر زدم اینو میخونم اونو نمیخونم که آخرش راضی شد هر چی من میگم باشه تازه همینایی هم که براش خوندم خیلی زیاد بود از بس چشمامو انداختم روی ارقام ، همینکه از اتاق اومدم بیرون یه آبی به سر و صورتم بزنم ییهو نمیدونم چی شد دمه در با کله خوردم به مدیرمون  .. یعنی چی شد من این فینگیری رو ندیدم جلو چشمم

نتیجه اخلاقی : ندارد ندارد ندارد

---------------------------

بالاخره تونستم براتون آهنگ بذارم حالا وبلاگم فیلتر بشه یا نشه ! ای به جهندَم ... فقط روی ضبط صوت که کلیک می کنین کمی صبر کنین اسم آهنگ توی کادر ظاهر بشه ، اونوخ روی آهنگ دوبار ! ببینید دو بار !! کلیک کنید تا براتون چه چه بزنه قبلا گفتم بازم میگم ! من با همه آهنگهایی که توی وبلاگم میذارم یه خاطره دارم اونم خاطره خوش ... این یکی هم ...

                                                       

گوش کنین

وقتی که دلتنگ میشم و

همراه تنهایی میرم

داغ دلم تازه میشه

زمزمه های خوندنم

وسوسه های موندنم

با تو هم اندازه میشه

قد هزار تا پنجره

تنهایی آواز می خونم

دارم با کی حرف میزنم

نمی دونم نمی دونم

اینروزا دنیا واسه من

از خونه امون کوچیکتره

کاش میتونستم بخونم

قد هزار تا پنجره

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتن منه

حالا که دلتنگی داره

رفیق تنهاییم میشه

کوچه ها نا رفیق شدن

حالا که می خوام شب و روز

به همدیگه دروغ بگن

ساعتها هم دقیق شدن

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتن منه


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 263892


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها