X
تبلیغات
رایتل
همه روزهام
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1387
خدایا شکرت

 

وای خدایا ! نمیدونم چی بهتون بگم فقط اینکه قلب مثل آیینه اتون ، روسفیدیتون پیش خدا ، منه روسیاهو از غصه نجات داد .. هر چی بود به خیر گذشت و الان دارم نفس راحت میکشم ... دست همه اتونو میبوسم اینو بدونین که همیشه دعاتون میکنم .. فداتون بشم ( من نه ها ! گیگیلی  ! بابا حالا قهر نکنین گیگیلی همون خودمم دیگه )

سعی میکنم امشب به همه کامنتها جُواب بدم و فردا شب هم آپ میکنم ! انقده حرف دارم که براتون بزنم مخخخخخخصوصا از همون معاون مارمولکه ! توی این چند روز که نیومدم نت و داشتیم با غصه هلاک میشدیم ، جلو رو مامی پاپی شیوا اینا که نمیتونستم گریه کنم چون روحیه اونا هم تضعیف میشد خصوصا روحیه مامی ! باز خدا رو شکر شیوا دلداریمون میداد .. توی شرکتم تا می خواستم بزنم زیر گریه ، این معاون فرتی در اتاقمو میزد و می پرید تو ! دیگه تنها جای گریه کردنم حموم بود و دستشویی نه خداییش فِک کن !

حالا میرم دوباره میام ! بیژور شروع شد ! انقده سریال ۳ در ۴ رو دوس دارم فقطم به خاطر همون بیژنه نگاه میکنما ! فقط چون چند روز ندیدم نمیدونم چی شده چی نشده

فعلا بابای


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 263255


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها