X
تبلیغات
رایتل
همه روزهام
  
 
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1387
تصادف

در خورد به زانوم ! لعنت به من که همه کارام با دویدنه .. یعنی من یا نشستم یا دارم میدو اَم ! تو خوابم همش در حال دویدنم و اکثر اوقات یا من دنبال یکی میذارم یا یکی دنبال من میذاره .. اِوا خوب شد گفتما ! پس بگو چرا بعضی شبا از تخت میافتم !  توی شرکتم این اتاق تا اون اتاقو البته که روم نمیشه بدو اَم ، اما راه رافتنم متمایل به دویدنه اصن یه بار که نزدیک بود سُر بخورم بیافتم ! نه خدایی فِک کن ! بیشتر وقتا که پله ها رو دو تا یکی میکنم ! یه بار پام پیچ خورد با خودم گفتم دیگه از اون بالا غیییییییییییییژژژ اومدم پایین ، اما فقط شانس آوردم که تقریبا پله های آخرو بودم ییهو دستمو گرفتم به در ، بووووم صدا داد منم فرتی پریدم توی اتاقم ! از لای در یواشکی توی راهرو رو دید زدم دیدم معاونو کش تنبون اومدن بیرون از هم میپرسن صدای چی بود تصادف بود ؟  خلاصه که ...... اَههههه دوباره یادم اومد ! در خورد به زانوم

نتیجه اخلاقی : در خورد به زانوم

                                                             

گوش کنین

کـجــای ایـن جــنـگـل شــب
پنهون می شی خورشیدکم
پشـت کدوم ســد ســکـوت
پـر مـی کــشــی چــکـاوکم

چرا بـه من شک می کنی
مـن کـه مـنـــم بـرای تــو
لبـریـزم از عـشــق تــو و
سـرشــارم از هــوای تــو

دسـت کدوم غزل بـدم
نـبــض دل عـاشـقـمـو
پشت کدوم بهانه باز
پنهون کنم هق هقـمو

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگه منه
راهییه این سفر نشو
نزار که عشق من وتو
اینجا به اخر برسه
بری تو و مرگ منم
رفتن تو سر برسه

نـوازشــم کــن و بـبـیــن
عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
غنچه میدن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو
دریـــای پــر تـلاطــمــم

خواننده : داریوش


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 263158


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها