همه روزهام
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1388
کار و کاسبی

تو کف بازیه کامپیوتر بودم ، داشتم حیوونامو وارسی میکردم که ناگهون گاوم ما ما کرد ! حالا توی اون لحظه بود که دیدم معاون بداخلاقه واساده بالا سرم ، مثل چماق ، مثل برج زهر مار ، مثل عزرائیل ، از بدشانسی یهو همون وسط مسطا مرغمم تخم گذاشت  تو بمیری این بدبیاری از اون بدبیاری ها بودا ! با طعنه گفت : طویله درست کردین خانوم خانوما ؟ منم گفتم : یعنی چی آخه ! مگه این سر و صداها فقط مال طویله اس خب کامپیوترم داره از اینا ! ....... یعنی این توجیه توی اون شرایط حساس و بحرانی و اغتشاشی ، بهترین توجیه ممکن بود خداوکیلی ، اصلن امکانش نبود بازی کردنم رو توی محل کار راست و ریست کنم دلیل محکمه پسند براش بیارم ! ......... مرررگ ! توی عالمه دست پاچگی که باشه شمام بودین همینو میگفتین ... ولی راستشو بخوایین من اگه جای معاونمون بودم که میدونستم چطور کارمندامو ادب کنم ! با ناز و نوازش خرکی ...................... والا  خب حالا اومده بود ساعت جلسه رو بهم یادآوری کنه ! اوففففففففف حالشو نداشتم 2 ساعت بشینم یا فک بزنم یا زل بزنم به فک زدنها ! من اون موقع دلم میخواست کش تنبونو بفرستم برام خوراکی بخره آخه ! هییییییییی  

 

نتیجه اخلاقی : یه گندی زدم توی پک و پرونده های شرکت ، امروز ، که فقط یکی خودم بلده درستش کنه یکی هم کله خر


 
چهارشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1388
تریپ حذف اومدن

بعضی وقتا آدم با خوندنه یه کامنت ، یه نامه یا یه پیام از طرف یه دوست انقده به وجد میاد هیجانی میشه که نگو ! یعنی گوله گوله اشکه که از سر آدم سرازیر میشه میاد توی دهن آدم ، قللللب آدم همچی به تپش میاد ! یعنی ..... باور کن ...... به جان خودم ........... به خدا ..............بِ........... از آخرین آپم تا الان ، توی این فاصله یعنی اگه بگم بیشتر از ۱۲۰۰۰ تا کامنت تشویق داشتم که منو بیارن سر شوق و وبلاگمو رونق بدم ، جان تو دروغ گفتم ( بیشتر !!!   ) هی اومدن برام گل آوردن ، شیرینی ، کارت دعوت فقط نمیدونم چرا اشتب شد همه ۱۰۰۰۰ تاشو سه سوت حذف کردم وگرنه الان بود توی چشتون ! آهان اول گفتم ۱۲۰۰۰ تا نه ؟  خب که چی ؟ یعنی میگید دروغ میگم ؟ نه والا به پیر به پیغمبر به خدا قسم اگه انقده دروغ نگفته باشم !! همین رفتارو با آدم میکنین که آدم پشیمون میشه بیاد باهاتون خودمونی دوستانه حرف بزنه سفره دلشو وا کنه هی از همه طرف میزنین تو ذوق آدم ، طفلی  نگین چرا غر میزنم داد و هوار راه میندازم ! خودم دلم خونه ! یه عمر بدبختی کشیدم خون به جیگر شدم غصه خوردم حالا شمام هی نمک به زخمم بپاشین ! کلی وقته یه غم گنده اومده توی دلم ! از کی ؟ هی یه ۲ ساعتی میشه  !! یعنی یه عمره ها ! اونم واسه خاطر اینکه کلی زحمت کشیدم یه متن انگلیسی ترجمه کردم همینکه ترجمه اش تموم شد زدم و حذفش کردم  ! بمیره هر کی فکر میکنه عاشق شدم ! تا چشتون کور شه .......... دیدین باز بچه بی تربیت شد ؟ صد بار گفتم جلو رو بچه خشانت به خرج ندین


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 265459


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها