X
تبلیغات
رایتل
همه روزهام
  
 
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1386
رعد و برق پارسال ، بارون امسال

 

امشب شام که خوردم از بس غذاش چرب و چیلی بود یه آن حس کردم از نوک موهام تا نوک پام آتیش گرفته ، دلم یه نوشیدنی خنکککک میخواست .. زمستونه ؟ خب باشه عوضش لایه ازن سوراخ شده این هوااااااااا .. اومدم آشپزخونه شربت پرتقال درست کنم با اون پودره پرتقالی چی بود اسمش ؟ آهان ! فوستر کلارکس .. من از این پودره خیلی خوشم میاد حتی همینجوری خالی می خورمش . اول توی لیوان شکر ریختم بعدش آب یخ اونوخ یه قاشق پودر ریختم تو لیوان ۲ قاشق خودم خوردم یه قاشق تو لیوان ۳ قاشق خودم یه قاشق تو لیوان چهار پنج تا قاشق خودم دیگه همش خودم شیش تا هفت تا هشت تا .. ولم کنین به جون گیگیلی باید اینو تا ته بخورم تمومش کنم .. دیگه آخراش تشنه ام شد دو تا لیوان آب یخ سر کشیدم ... ییهو چشمم به اون لیوانی افتاد که توش شربت درست کرده بودم ! من دلم می خواست شربت بخورم که .. هیچی دیگه ریختم توی ظرفشویی ، به دردم نمیخورد یعنی تشنه ام نبود دیگه ! بعد مثل بز سرمو انداختم پایین رفتم تو سالن نشستم .. مامان بهم گفت : مرجان شربتتو خوردی طعم پودره مثل قبلیه بود ؟ به نظر میومد شرکتش عوض شده باشه ! مثل همون بزی سرمو به علامت تایید دو بار بردم پایین بدونه اینکه یه کلمه چیزی بگم ... به نظرتون مامان بره سراغ پودره پرتقاله ، ممکنه بفهمه نصفشو من خوردم ؟ اون موقع مست بودم مدهوش بودم حال خودمو نداشتم نفهمیدم چیکار میکنم نمیدونم چی شد اصن

نتیجه اخلاقی : من هنوز دسته چکهامو پیدا نکردم باور کنین توی قوطی پودره پرتقاله دنباله همینا میگشتم .. ببینید چطوری وادارم کردین همه چیو اعتراف کنم .. مردم خوب بلدن از آدم حرف بکشن اونوخ من

دوباره نتیجه اخلاقی : دوستان من آر اس اسه همتونو دارم مطمئن باشین همینکه آپ کنین زودتر از خودتون خبردار میشم آپ کردین و بازم مطمئن باشین اینکه منو دعوت کنین به وبلاگ قشنگتون یا دعوت نکنین ، هیچ تاثیری در دیر یا زود اومدنه من سر وقت وبلاگتون نداره ! بازم بازم مطمئن باشین فرصت کنم حتما میام سراغتون ! دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره  ..

اگه آهنگ تا نصفه براتون پخش شد و دوباره برگشت از اول بخونه ، کادر ضبط رو ببندین و چند دقیقه بعد باز کنین ! گاهی وقتا اینجوری میشه

                                                       

گوش کنین

آه یکی بود یکی نبود
یه عاشقی بود که یه روز
بهت می گفت دوست داره
آخ که دوست داره هنوز

دلم یه دیوونه شده
واست بی آزاره هنوز
از دل دیوونه نترس
آخ که دوست داره هنوز
وای که دوست داره هنوز

شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم
ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم

گفتی که با وفا بشم
سهم من از وفا تویی
سهم من از خودم تویی
سهم من از خدا تویی

گفتی که دلتنگی نکن
آخ مگه می شه نازنین
حال پریشون منو
ندیدی و بیا ببین

شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم
ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 264493


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها